|
قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء سلام الله عليها : الْزَمْ رِجْلَها، فَإنَّ الْجَنَّةَ تَحْتَ أقْدامِها، و الْزَمْ رِجْلَها فَثَمَّ الْجَنَّةَ. حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها فرمود: هميشه در خدمت مادر و پاي بند او باش، چون بهشت زير پاي مادران است; و نتيجه آن نعمت هاي بهشتي خواهد بود. «كنزل العمّال، ج 16، ص 462، ح 45443» ![]()
فاطمه، یادگار رسول خدا و تنها دختر اوست. مدینه، عطر محمد(ص) را از او استشمام می کند و در خـَلق و خـُلق، به او می نگرد که « آینه مصطفی نما» است.فاطمه ، موهبت بزرگ خدا به بشریت است .کوثر همیشه جوشان و جاری ، و فیض گستر ابدی است.اما بانویی است شکسته بال و پر، رنجدیده و محزون، غریب و بی پناه، و در داغ رحلت رسول خاتم، دل شکسته و مغموم.مگر چند روزاز آن « ماتم بزرگ» ، از رحلت آخرین سفیر حق، از کوچ آخرین منادی ملکوت گذشته ، که باغ رسالت چنین خزان و گل عصمت این گونه پرپر شده است؟ مدینه، بوی غم و رنگ ماتم دارد. آنان که در پی « چگونه زیستن » و یافتن « الگوی حیات» بودند، به فاطمه می نگریستند . فاطمه در طاعت ، خشیت ، عفاف ، حجاب و حیا، « میزان» بود.چشمه سار حکمت و رحمت و عطوفت بود.خشم و رضای او، میزان خشم و رضای رحمان بود، جلوه همه کمالات مکتب ، و مظهر همه خوبیهای انسان!دختر رسالت بود ، همسر ولایت ، و مادر امامت.بانوی بانوان جهان بود، « سیدة نساء العالمین ».اما اینک... پس از وفات امین وحی،در خلوت غمگین مولا، تنهاترین انیس لحظه های غربت اوست.علی (ع) را یگانه محرم راز ، و مرهم دردهای جانگداز!راستی ، داستان « رخ کبود» ، « بازوی ورم کرده » ، « میخ در» و « سینه مجروح» چیست که کتاب تاریخ را با غم ، رنگ زده است؟کیست مفسر آن رازهای پنهان و دردهای نهان؟گرچه رسول مدنی در مدینه، خفته درخاک است، اما چشم خدایی اش بصیر و بیناست ، و جسارت ها در همین مدینه، پیش چشمان بیدار رسول، شکل می گیرد.این « مادر نمونه تاریخ » در کوچه های پر ازغربت مدینة النبی ، در پی دستی است که به یاری و حمایتش برخیزد و در جستجوی پایی است که برای احقاق حقش به راه افتد و زیانی که به دفاع از او در کام بچرخد!سلام بر آن سینه زخمی، که بوسه گاه محمد (ص) بود و عطر بهشت را با خود داشت.وقتی بلبلی به فراق گل مبتلا می شود،چه می ماند، جز نالیدن و گریستن و فغان ؟اینک، مدینه پیامبر، محل التقای این فراق ها و کانون فراق گل ها و بلبل هاست.فاطمه، در فراق محمد سوخت،و اینک، علی در فراق زهرا می گدازد.و .... حسنین و زینبین، گل های نوشکفته این بوستان عرشی اشک می ریزند و عزادارند.فراق فاطمه، تنها علی را داغدار نکرده است،چشم فضیلت در این مصیبت عظمی می گرید ، آه از نهاد حق برمی خیزد و کوه غم بر دوش « امت رسول (ص) » سنگینی می کند.و مدینه انس گرفته به این « محبوبه خدا» ؛ چگونه است؟« یک طرف ، دل شکسته حسین و زینب و حسنیک طرف علی ز رحلت تو سوگواررفتی ای قرار دلای که پر کشیده ای به سدره حضور و بارگاه نورخانه تو مانده است،با چهار کودک یتیم و یک علی در انتظار ....»چگونه باور کردنی است، آن همه جفا بر آل مصطفی؟و آن بی حرمتی به حریم فاطمه؟هر روز، آن رسول بزرگ، هنگام عبور از برابر خانه فاطمه، به اهل آن خانه که طاهر و مطهر بودند، سلام می کرد و آیه تطهیر می خواند.دست و سینه زهرا، بوسه گاه محمد (ص) بود،« مودت ذی القربی» سفارش پیامبر و مزد رسالت بود،چه زود، صاحبان هوس بر اسب فتنه سوار شدند و میراث نبوی را غارت کردند ، و ودیعه رسول را آزردند!« بعد از آن همه شهید، بعد از آن همه سفارش اکید، آن همه حدیث و آیه، وعده و وعید، اینک اهل بیت ، مانده در کنار، بنگر این جفابه جای آن جفا، بنگر این ستم به جای آن صفا، چهره زمانه گشته شرمسار شیعیان راستین فاطمه، دل شکسته، داغدار و چشم های اشکبار...»راستی ... قبر فاطمه کجاست؟و چرا در مدینه، انسان زائر در می ماندکه عقده دل در سوگ « بضعة الرسول» کجا بگشاید و اشک دیده، پای کدام نخل بریزد و نشان « بیت الاحزان» را از که بپرسد و در کجا ایستاده، بر « فاطمه» سلام دهد؟در مدینه چه گذشت و اکنون چه می گذرد؟ یک سوی، جوشش صداقت و اطاعت و وفا وعشق به اهل بیت عصمت بود و شیدایی و شیفتگی سلمان و ابوذر و مقداد و عمار و...سوی دیگر ، کینه های بدر و خیبر و حنین.و اکنون نیز مگر جز این است؟باز هم صدای پای حمله ![]()
فاطمیه آمدوآن مونس و همدم کجاست؟ شمع میپرسد ز پروانه گل نرگس کجاست؟ در عزای مادرت یابن الحسن یکدم بیا ، تا نپرسد این جماعت بانی مجلس کجاست . ای تاج سر عالم و ادم زهرا / از کودکیم دل به تو دادم زهرا ان روز که من هستم و تاریکی قبر / جان حسنت برس به دادم زهرا . . . التماس دعا . در زمانیکه زمان یاد ندارد چه زمان / و مکانیکه مکان یاد ندارد چه مکان دل من در بی یک واژه ی بی خاتمه بود / اولین واژه که آمد به نظر فاطمه(س)بود . دلم را با غم مادر نوشتن / غبار چادر خاکی نوشتن خدا بر بیرق عشاق زهرا(س) / نوشت این طایفه شاه بهشتند . . . . غُربت آبادِ دیار آشناییها، بقیع! همدم دیرینه غم هاى ناپیدا بقیع! در تو حتّى لحظه ها هم بى قرارى مى کنند اى تمام واژه هاى درد را معنى، بقیع! ــ سالروز شهادت پاره وجود پیامبر، مدافع سختکوش ولایت و امامت، یگانه هم شأن و همسنگ امام علی،
پرورش دهنده فریادگران حقانیت عاشورا، شفیع و میانجی روز رستاخیز، رمز وفاداری و شکیبایی، کوثر
بخشنده تشنگان، فرزانه ترین روح پرستنده، و فرشته انسانی، فاطمه زهرا(س) را به عاشقان ولایت تسلیم
می گوییم.
ــ سالروز شهادت سالار بانوان عالم هستی، سرور شکوهمند خردمندان و شایستگان، دلبند خدا و پیامبر، مام گرانقدر پدر، مادر والای امامان راستین، قامت هماره برافراشته شهامت و بی باکی، سنبل زیبای شرافت، نمونه جاودانه انسانیت، آیینه تمام نمای حقیقت، تجسّم راستین شریعت، رازآمیزترین رمز آفرینش، الگوی جاویدان راه رهایی، تجلی گر ارزش های والای انسانی، چشمه سار دانش و شاخسار مهربانی، مروارید عفت، و یگانه شایسته همسری علی(ع) را به تمامی پویندگان راه حقیقت تسلیت می گوییم. ــ فاطمه زهرا، بانویی است که زن را قدر و شکوه و منزلت بخشید و یکتاپرستی و عشق به خدا و مردم خواهی و بشر دوستی برنامه زندگی اش بود و در وادی خردمندی و هنرمندی همچون چشمه جوشان می جوشید و راه رشد و رَشاد را با رِشادت پویید و در مصاف نادانی و جهل به سان اقیانوسی موّاج خروشید و عفت و پاکدامنی را با تمام استواری گسترانید و خورشیدگونه همه از انوار درخشان و طلایی اش بهره مند شدند. سالروز شهادت این بانوی بزرگوار را به شما شنوندگان عزیز تسلیت می گوییم. ــ سالروز شهادت مظهر کمال و جمال، اوج اندیشه و عرفان، بلندای معرفت و آگاهی، سمبل اخلاص و ایمان، ستیغ مقاومت و پایداری، کوه سر به آسمان کشیده شکیبایی و بردباری، سینه سینای اسرار الهی، گنجینه دانش و اقیانوس بینش، محور هدایت و مهر، پایه دین و ستون آیین، یادگار باقیمانده رسالت، نفس نفیس محمد(ص)، برگزیده نجیبان گیتی، سرور بانوان امت، برترین زن تاریخ بشر، تک درخت پاک و بارور بوستان رسالت، کوثر پربهای قرآن، همراز و همسنگر برترین مرزبان وحی، بانوی شهسوار اسلام، مادر گرانمایه حسن(ع) و حسین(ع)، آموزگار سرفراز زینب و ام کلثوم، مادر پیشوایان نور و آگاهی، درّ درخشنده رسالت، دختر شریف ترین شریفان و یادگار رسول، حضرت فاطمه زهرا(س) را به تمامی جویندگان کمال و معرفت تسلیت می گوییم. فاطمه کیست؟فاطمه شخصیت فرزانه و فَرَهمندی است. او عصاره فضیلت و ارجمندی است و در تاریخ بشریت بی همتاست. الگویی است برای همسرداری و خانه داری که در عین حال به عبادت و دانش و فرزندداری می پردازد. سخن از فاطمه سخن از خوبی هاست. مانند پیامبرعایشه همسر پیامبر گفته بود: هیچ کس را در راه رفتن و کردار و گفتار و نشست و برخاست و راه و رسم زندگی شبیه تر از حضرت فاطمه به پیامبر خدا ندیدم. او هرگاه به حضور پیامبر وارد می شد، پیامبر به احترام او تمامْ قد می ایستاد و او را می بوسید و خوش آمد می گفت و دست او را می گرفت و در جای خویش می نشاند. جان پیامبرپیامبر درباره فاطمه زهرا(س) فرموده اند: هان، هرکس این بانوی ارجمند را می شناسد، می شناسد و هرکه نمی شناسد بداند که او پاره وجود من است. قلب تپیده من و روح من است. هرکه او را بیازارد مرا آزرده است. راستی چرا چنین نباشد؟ فاطمه قلب تپنده و جان پیامبر بود و هرگاه دل پیامبر آزرده شود تمام کالبد او آزرده خواهد شد و این به سبب ارزش های ذاتی خود فاطمه است که با خداپرستی و باور دینی و اطاعت از خدا به این مقام رسید، نه صرفا به خاطر دختر پیامبر بودن. نام فاطمهنام مقدس فاطمه از واژه فَطْمْ به معنی جدا شدن و بریدن گرفته شده است. درباره انگیزه این نام گذاری امام صادق(ع) فرموده است: جبرئیل گفت:... این دختر در زمین فاطمه نامیده شد زیرا پیروان او از آتش دوزخ بدورند. و در روایت های دیگری آمده است که چون فاطمه از هر پلیدی و ناپاکی دور است نامش را فاطمه نهادند. ادامه مطلب |